تبلیغات
اهل صراحتیم . . . - شرح فدك و شهادت حضرت زهرا ((سلام الله علیها))
اهل صراحتیم . . .
ما گرچه از شکوه کسی کم نمی کنیم گردن به جز برای خدا خم نمی کنیم*** اهل صراحتیم و در این روزگار تلخ لبخند گنگ و گریه مبهم نمی کنی
چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : احسان

شرح فدك و شهادت حضرت زهرا ((سلام الله علیها))

فدک دهكده ای است در منطقه خبیر که فاصله آن تا مدینه بیست و چند فرسنگ و تا خبیر هشت فرسنگ است . در سال هفتم هجرت رسول خدا (ص) با یهودیان خبیر در جنگ بود ، یهودیان دهکده فدک تصمیم گرفتند به یاری یهودیان خبیر بشتابند

لیکن با شنیدن خبر پیروزی مسلمانان ، ترس و وحشت بر آنان چیره شد و تصمیم گرفتند بدون جنگ و خونریزی تسلیم شوند . از اینرو ، نماینده ای نزد پیامبر فرستادند و گفتند : با ما نیز ، مانند اهالی خبیر رفتار کنید و با گرفتن نصف درآمد فدک ، صلح کنیم . رسول خدا (ص) هم پذیرفت .

بر اساس آیه 6 و 7 سوره حشر ، اموالی که بدون جنگ گرفته شود ، مانند دیگر غنائم جنگی نیست که یک پنجم آن خمس و چهار پنجم آن میان مجاهدان تقسیم شود ، بلکه این ثروت ها ویژه شخص پیامبر(ص) است و هرگونه مصلحت مصلحت بداند آنرا به مصرف می رساند . از آنجا که یهودیان فدک با پیامبر (ص) صلح کردند و این سرزمین را بدون جنگ و خونریزی در اختیار پیامبر(ص) قرار دادند ، به دستور قرآن به رسول خدا (ص) تعلق گرفت و مسلمانان در آن سهمی نداشتند .

پیامبر اکرم (ص) فدک را به دخترش فاطمه بخشید و فرمود : « ازاین پس ، از آن  توخواهد بود .»

پس از آن که پیامبر (ص) به دستور خدا فدک را به فاطمه (س) بخشید ، بانوی بزرگ اسلام اختیار آن را در دست گرفت و گروهی را برای اداره آن به کار گماشت . از اینرو ، هنگامی که رسول خدا (ص) از دنیا رفت ، فدک در تصرف فاطمه (س) بود و کارگزارانش در آنجا ، کار می کردند .

پس از رحلت پیامبر ، ابوبکر پیش از این او و فاطمه (س) در دادگاهی حاضر شوند و قضاوتی صورت گیرد فدک را از تصرف آن حضرت خارج ساخت و خود برآن چیره شد .

سرزمین فدك از نظر درآمدهای اقتصادی بسیار مهم بود و اگر در اختیار حضرت علی (سلام الله علیها) قرار می گرفت ، می توانست پشتیوانه ای برای مساله ولایت و امامت حضرتش باشد.

بنابراین ، هدف واقعی دستگاه خلافت از تصرف دارایی دختر پیامبر ، این بود كه همسرش امام علی (سلام الله علیها) را در تگنا قرار دهند تا مردم را از گرایش به حضرتش باز دارد.

امام علی و فاطمه (س) به اینکار اعتراض کردند و مدعی شدند که فدک در زمان رسول خدا (ص) به ما منتقل شده و جزو اموال ماست و باید به ما بازگردانده شود .

ابوبکر که با اعتراض شدید حضرت زهرا و امام علی (ع) روبرو بود و به آنان گفت : ما حاضر به اینگونه اعتراض ها نیستیم . یا شاهد بیاورید و مسئله تمام است .

امام علی (ع) و بانوئی به نام « ام ایمن » گواهی دادند ، اما دستگاه خلافت ، به این بهانه که شهادت یک مرد و زن کافی نیست ، شهادت آنان را نپذیرفت . در حالی که با توجه به نزول آیه تطهیر درباره علی و فاطمه (س) و دو فرزند آنان ، صِرف ادعای حضرت زهرا یا علی کافی بود . و نیز با توجه به این که رسول خدا (ص) « ام ایمن » را از اهل بهشت دانسته بود ، باید شهادت او نیز تنها ئی پذیرفته می شد . همچنین ، شهادت یک نفر شاهد به ضمیمه سوگند برای اثبات آن ادعا نیز کافی بود .

پس از آنكه در یك داوری غیر قانونی ، انتقال فدك به فاطمه (سلام الله علیها) در زمان رسول خدا(سلام الله علیها) مورد انكار واقع شد ، فاطمه(سلام الله علیها) ادعا كرد : اگر فدك در زمان رسول خدا  به من منتقل نشده و در ملك ایشان باقی بوده ، جزو میراث پیامبر است و به من می رسد.

فاطمه (سلام الله علیها) حق دیگر خود را كه ارث بردن از رسول خدا (سلام الله علیها)است مطالبه كرد. چرا كه افزون بر فدك ، ارث فاطمه(سلام الله علیها) را نیز غصب كردند.

فاطمه (سلام الله علیها) افزون بر فدك و ارث خود ، سه مطالبه دیگر نیز داشت : یكی صدقات حضرت رسول(سلام الله علیها) بود و دیگری ، سهمی كه پیامبر از خیبر برای او قرار داده بود و سوم ، سهم از غنایم جدید كه در اختیار دولت قرار می گرفت.

پس از اینكه حضرت زهرا (سلام الله علیها) ، میراث پیامبر را مطالبه كرد ، خلیفه اول به حدیثی كه ادعا می كرد از رسول خدا(سلام الله علیها). شنیده است، استناد كرد و گفت پیامبر فرموده : ((ما چیزی به ارث نمی گذاریم ، آن چه از ما بماند  ، صدقه است.))

پس از آنكه ابوبكر حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را از حق مسلم خود باز داشت حضرت زهرا (سلام الله علیها) برای رسوا كردن غاصبان خلافت و حزب نفاق ، تصمیم گرفت هرگز با ابوبكر و عمر سخن نگوید و تا پایان عمرش نیز بدین مبارزه ادامه داد.

ظلم و ستمی كه پس از رحلت پیامبر (سلام الله علیها) بر دوش فاطمه (سلام الله علیها) وارد شد ، یسار بزرگ بود.خانه اش را سوزاندند ، فرزندش محسن را كشتند ، پهلویش را شكستند و خلافت شوهرش را غصب كردند ، اموالش در سرزمین فدك را به غارت بردند.

آری ، مصیبت آن چنان بزرگ بود كه اشك چشمان و آهنگ ندبه زهرا(سلام الله علیها) تمام نمی شد. به گونه ای كه همسایگان به دلداری و نیز اعتراض آمدند كه در خانه ات یا شب گریه كن و یا روز.

چند روز از رحلت پپامبر نگذشته بود که غاصبان خلافت ، مردم را به بیعت با ابوبکر فراخواندند . گروهی بیعت کردند و گروهی دیگر که خلافت را ار آن امام علی (ع) می دانستند ، در خانه آن حضرت اجتماع کردند و از بیعت سرباز زدند . در این هنگام ، عمر با محاصره نظامی آن خانه فریاد کشید : به خدا سوگند ، این خانه را به آتش خواهم کشید ، مگر اینکه برای بیعت با خلیفه مسلمانان از خانه بیرون آئید .

 برخی به او گفتند : فاطمه ، دختر فرزانه پیامبر در این خانه است !

پاسخ داد : اگر چه او هم در خانه باشد ، آن را به آتش خواهم کشید .

عمر بر در خانه آمد و آنان را صدا زد ، امّا آنان از آمدن و بیعت کردن با ابوبکر سرباز زدند . این جا بود که عمر به همراهانش دستور داد تا بی درنگ هیزم بیاورند و خود فریاد کشید : به خدائی که جان عمر در کف قدرت اوست ، یا از خانه در آئید و یا هرکه در این خانه باشد همه را خواهم سوزاند .

به او گفتند : هان ای اباحفص ! می دانی که فاطمه (س) در این خانه است ؟

پاسخ داد : اگر چه او هم در خانه باشد !

سرانجام کسانی که نزد علی (ع) بودند ، از خانه بیرون آمدند و ناگزیر بیعت کردند و تنها ، اما علی (سلام الله علیها)در خانه خویش ماند و فرمود :

« من سوگند یاد کرده ام که تا قرآن را گردآوری نکنم ، نه از خانه خارج شوم نه عبا بر دوش افکنم . »

در این هنگام بود که حضرت فاطمه (س) در آستانه در ظاهر شد و فرمود : تا کنون گروهی را برای رسیدن به حضور کسی آمده باشند ، بدتر و خشن تر از شما به خاطر نمی آورم . شما مردمی هستید که پیکر پیامبر را در برابر ما رها کردید و خود ، برای انحصار حکومت شتافتید ، بی آنکه از صاحبان اصلی آن اجازه بگیرید و با آنان و مردم مشورت کنید و یا حقَی برای آنها به رسمیت شناسید و بازگردانید .

سرانجام ، غاصبان خلافت به خانه دختر پیامبر یورش بردند . در این ماجرا ، در خانه فاطمه (س) شکسته شد و در آتش سوخت و دختر گرامی پیامبر مورد هجوم قرار گرفت ، پهلویش شکست و طفلی که در شکم داشت جان سپرد .

بر اثر حمله به حضرت فاطمه (س) و زخم هائی که بر او وارد شد ، آن بزرگوار بیمار شد و و با این که امام علی (ع) برای درمان او خیلی کوشید ، معالجه موثر نشد و دختر پیامبر در جوانی با زندگی بدرود گفت و علی (ع) را بادردهایش تنها گذاشت .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 مرداد 1396 12:04 ب.ظ
You're so interesting! I don't believe I've truly read through anything like this before.
So good to discover somebody with original thoughts on this subject.
Really.. thanks for starting this up. This web site is one thing that's needed on the internet, someone with a little originality!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : احسان
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :