تبلیغات
اهل صراحتیم . . . - ماهیت قیام مهدی (عج)
اهل صراحتیم . . .
ما گرچه از شکوه کسی کم نمی کنیم گردن به جز برای خدا خم نمی کنیم*** اهل صراحتیم و در این روزگار تلخ لبخند گنگ و گریه مبهم نمی کنی
چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : احسان

برخى حوادث در دنیا وقتى كه واقع مى‏شود تنها جنبه انفجار دارد.مثل اینكه یك دمل در بدن شما پیدا مى‏شود.این دمل باید برسد به حدى كه یكدفعه منفجر شود.بنا بر این هر كارى كه جلوى انفجار این دمل را بگیرد كار بدى است،اگر هم مى‏خواهید دوا روى آن بگذارید باید یك دوایى بگذارید كه این دمل زودتر منفجر شود.بعضى از فلسفه‏ها هم كه برخى از سیستمهاى اجتماعى و سیاسى را مى‏پسندند طرفدار انقلاب به معنى انفجارند.

به عقیده آنها هر چیزى كه جلوى انفجار را بگیرد بد است.و لهذا مى‏بینید بعضى از روشها و سیستمهاى اجتماعى به طور كلى با اصلاحات اجتماعى مخالفند،مى‏گویند:این اصلاحات چیست كه شما مى‏كنید؟!بگذارید اصلاح نباشد،بگذارید مفاسد زیاد شود،عقده‏ها و كینه‏ها زیاد شود،ناراحتى و ظلم بیشتر شود،كارها پریشانتر شود،پریشانى و پریشانى تا یكمرتبه از بن زیر و رو شود و انقلاب صورت گیرد.

فقه ما در اینجا وضع روشنى دارد.آیا ما مسلمانان راجع به ظهور حضرت حجت‏باید این جور فكر كنیم؟ باید بگوییم:بگذارید معصیت و گناه زیاد شود.بگذارید اوضاع پریشانتر گردد،پس امر به معروف و نهى از منكر نكنیم،بچه‏هایمان را تربیت نكنیم،بلكه خودمان هم براى اینكه در ظهور حضرت حجت‏سهیم باشیم العیاذ بالله نماز نخوانیم،روزه نگیریم،هیچ وظیفه‏اى را انجام ندهیم،دیگران را هم تشویق كنیم كه نماز را رها كنید،روزه را رها كنید،زكات را رها كنید،حج را رها كنید،بگذارید همه اینها از بین برود تا مقدمات ظهور فراهم شود؟خیر،این بدون شك بر خلاف یك اصل قطعى اسلامى است،یعنى به انتظار ظهور حضرت حجت،هیچ تكلیفى از ما ساقط نمى‏شود،نه تكلیف فردى و نه تكلیف اجتماعى. شما در شیعه-كه اساسا این اعتقاد از یك نظر اختصاص به دنیاى تشیع دارد-تا چه رسد به اهل تسنن، یك عالم پیدا نمى‏كنید كه بگوید انتظار ظهور حضرت حجت‏یك تكلیف كوچك را از ما ساقط مى‏كند. هیچ تكلیفى را از ما ساقط نمى‏كند.این یك نوع[تفسیر از ظهور حضرت حجت]است.

نوع دیگر این است كه صحبت رسیده شدن است نه صحبت انفجار،مثل یك میوه در صراط تكامل است.میوه موقعى دارد،چنانكه دمل هم موقعى دارد.ولى دمل یك موقعى دارد براى اینكه منفجر شود، و میوه یك موقعى دارد كه برسد،یعنى سیر تكاملى خودش را طى كند و برسد به مرحله‏اى كه باید چیده شود.مساله ظهور حضرت حجت‏بیش از آنكه شباهت داشته باشد به انفجار یك دمل،شباهت دارد به رسیدن یك میوه،یعنى اگر ایشان تاكنون ظهور نكرده‏اند،نه فقط به خاطر این است كه گناه كم شده است،بلكه همچنین هنوز دنیا به آن مرحله از قابلیت نرسیده است،و لهذا شما در روایات شیعه زیاد مى‏بینید كه هر وقت آن اقلیت‏سیصد و سیزده نفر پیدا شد امام ظهور مى‏كند.هنوز همان قلیت‏سیصد و سیزده نفر-یا كمتر یا بیشتر-وجود ندارد،یعنى زمان باید آنقدر جلو برود كه از یك نظر هر اندازه فاسد شود،از نظر دیگر آنهایى كه مى‏خواهند حكومت را تشكیل بدهند و به تبع و در زیر لواى ایشان زمامدار جهان شوند پدید آیند.هنوز چنین مردان لایقى در دنیا به وجود نیامده‏اند.بله‏تا پریشان نشود كار به سامان نرسداما پریشانى تا پریشانى فرق مى‏كند.همیشه در دنیا پریشانى پیدا مى‏شود،پشت‏سر پریشانى سامان پیدا مى‏شود،بعد این سامان تبدیل به پریشانى مى‏شود اما پریشانى در یك سطح عالیتر،نه در سطح پایین.بعد آن پریشانى تبدیل به یك سامان مى‏شود،باز در یك سطح عالیتر از سامان اول.بعد آن سامان تبدیل به یك پریشانى مى‏شود،باز پریشانى در یك سطح عالیتر. یعنى این پریشانى بعد از آن سامان،حتى بر خود آن سامان برترى دارد.لهذا مى‏گویند حركت اجتماع بشر حركت‏حلزونى است،یعنى حركت دورى ارتفاعى است،در عین اینكه اجتماع بشر دور مى‏زند،در یك سطح افقى دور نمى‏زند،رو به بالا دور مى‏زند.بله،مرتب سامانها به پریشانیها مى‏گراید اما پریشانى‏اى كه در عین اینكه پریشانى است در سطح بالاتر است.

بدون شك امروز دنیاى ما یك دنیاى پریشان و از هم گسیخته‏اى است،یك دنیایى است كه الآن اختیار از دست زمامداران بزرگ درجه اول آن هم بیرون است،اما این یك پریشانى است در سطح جهان،با پریشانى در ده از زمین تا آسمان فرق مى‏كند،با سامان یك ده هم از زمین تا آسمان فرق مى‏كند،با سامان یك شهر هم از زمین تا آسمان فرق مى‏كند.

بنابراین ما،هم رو به پریشانى مى‏رویم و هم رو به سامان،در آن واحد.ما كه رو به ظهور حضرت حجت مى‏رویم،در آن واحد هم رو به پریشانى مى‏رویم،چون از سامان به پریشانى باید رفت،و هم رو به سامان مى‏رویم،چون پریشانى در سطح بالاتر است.كى در صد سال پیش-تا چه رسد به پانصد سال پیش-این افكارى كه امروز در میان افراد بشر پیدا شده،پیدا شده بود؟!امروز دیگر روشنفكران جهان مى‏گویند: یگانه راه چاره بدبختیهاى امروز بشر تشكیل یك حكومت واحد جهانى است.اصلا در گذشته چنین فكرى به مخیله بشر نمى‏توانست‏خطور كند.

پس چون ما در عین اینكه رو به پریشانى مى‏رویم رو به سامان هم مى‏رویم،لهذا اسلام هرگز دستور نمى‏دهد[كه تكالیف را انجام ندهید.]اگر غیر از این بود دستور مى‏داد كه محرمات را ارتكاب كنید، واجبات را ترك كنید،امر به معروف و نهى از منكر نكنید،بچه‏هایتان را تربیت نكنید،بگذارید فساد بیشتر شود،شما كه مى‏روید دنبال نماز خواندن،روزه گرفتن،امر به معروف،تالیف كتاب،سخنرانى، تبلیغ،و مى‏خواهید سطح تبلیغات را بالا ببرید،شما كه مى‏خواهید اصلاح كنید،ظهور حضرت حجت را تاخیر مى‏اندازید.خیر،همین اصلاحات هم ظهور حضرت حجت را نزدیك مى‏كند همان طور كه آن پریشانیها نیز ظهور حضرت حجت را نزدیك مى‏كند.ابدا مساله انتظار ظهور حضرت حجت نباید این خیال را در دماغ ما بیاورد كه ما كه منتظر ظهور هستیم پس فلان تكلیف-كوچك یا بزرگ-از ما ساقط است،هیچ تكلیفى از ما ساقط نمى‏شود





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 خرداد 1396 07:24 ق.ظ
I constantly emailed this web site post page to all
my associates, as if like to read it afterward my contacts will too.
سه شنبه 29 فروردین 1396 08:24 ب.ظ
I love what you guys are usually up too. This kind of
clever work and exposure! Keep up the amazing works guys I've added you guys
to blogroll.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : احسان
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :