تبلیغات
اهل صراحتیم . . . - مطالب شهدا
اهل صراحتیم . . .
ما گرچه از شکوه کسی کم نمی کنیم گردن به جز برای خدا خم نمی کنیم*** اهل صراحتیم و در این روزگار تلخ لبخند گنگ و گریه مبهم نمی کنی
شنبه 28 آبان 1390 :: نویسنده : احسان

در وبلاگ سعید آقای سلمانی آخرین مطلبی که گذاشته اند که کم کار کرده ایم واقعا آیا این است هویت یک ایرانی آیا هویت ایرانی خود را فراموش نکرده ایم

 

آیا با پوشیدن شلوار جین تی شرت های غربی و حرف زدن هایی که بوی شیطان می دهد هویت خود راحفظ کرده ایم؟

 آیا با رفتار مان هنوز هم هویت خود را نگاه داشته ایم؟

 آیا رسانه ما توانسته نیاز های یک جوان را ارضا کند؟

 آیا توانسته ایم تی شرتی درست کنیم تا جوان ما به طرف تی شرت های غربی نرود؟

 آیا باید جوانی در زیر زمین خانه اش طرح تی شرت شهدا را بدهد و خودش تولید کند؟

 چرا نباید یک کارخانه تولید اینگونه تی شرت ها را داشته باشد؟ تی شرتی که این همه طرفدار دارد

 چرا باید زنی که طراح لباس زنانه اسلامی است بیاید بگوید ما خودمان اینقدر لباس داریم که یک زن مسلمان بپوشد با طرح های مختلف ولی نه دولت به او بودجه ای کلان می دهد تا تولید انبوه کند نه کسی دیگر به او کمک کی کند به او اگر هم مراجعه کنند مگر او را بشناسند که بیایند .

 این که می گوییم این را نپوش این حرف را نزن این عمل را انجام نده آیا به او گفتیم که این را بپوش این حرف را بزن این لباس را بپوش ؟و هزاران آیا های دیگر...

بگوییم وعمل هم بکنیم فقط حرف فایده ای ندارد اگر مدعی هستیم که اسلامی هستیم باید اسلامی عمل کنیم نه اینکه اسلامی حرف بزنیم

هویت ما شده این که روی کیف کودکان ما عکس بنتن مرد عنکبوتی شرک و... می باشد بازی های کامپیوتری هم به همین گونه.

 

در مستندی که رادیو جوان تهیه کرده بود گزارشگر می رود از پسری می پرسد درباره ایران چه می دانی بعد از چند ثانیه می گوید نمی دانم خب آیا باید آن پدر مادر اینگونه به او هویت را بیاموزند یا کاملا به او بفهمانند که هویت تو چیست چرا 8سال جنگیدیم چرا الان می گوییم مرگ بر آمریکا مرگ بر اسرائیل؟ و ...

بعد گزارشگر به مغازه ی کیف فروشی میرود کیف غیر از این عکس های بنتن ،مرد عنکبوتی ، شرک ،باربی از شخصیت های ایرانی داری که روی کیف زده باشند مغازه دار جواب می دهد ندارم.

 به مغازه سی دی فروشی می رود گزارشگر می پرسد کارتون دارید؟ میگوید اگر ده تا کارتون غربی بفروشم یک کارتون ایرانی فروخته ام  

                                                            این ها شده الگوی یک خردسال ایرانی


شرکبنتن


مرد عنکبوتی

 

آیا این شخصیتهای کارتونی الگوست یاالگوی ما این بزرگوارانند؟


هویت کدامیک است؟ آیا هویت فراموش نشده است؟


آیا هویت شهیدان باکری کاظمی،چمران،همت،باقری و ... هستند؟یا مرد عنکبوتی که مظهر شیطان است یا شرک یا بنتن؟


شهیدان


شهدا


به قول سعید آقا این کم کاری ما وبه قول خودم کار دست ما میدهد و هم هویت ما را زیر سوال می برد و هم از راهی که قرار است یک انسان به خدا برسد با اینگونه تبلیغات بنده خاص شیطان می شویم بدون هیچ اغراقی حالا هی بیاییم همایش بگذاریم جلسه بگذاریم

کارهای فرهنگی که دیگه بیداد کرده کار فرهنگی می کنیم که باید روزی هزار بار آن کار فرهنگی را تشویق کرد مثلا یکی از کار های فرهنگی ساختن فیلم هایی بدون محتوا است ما هم کار فرهنگی می کنیم غربی ها هم کار فرهنگی. آن ها دین خودشان را ما هم دین آن ها را چه عیبی دارد فقط تنها عیبش همان است هویت نداشته ای که خودشان برای خودشان درست کرده اند را علاوه بر خودشان ما هم تبلیغ می کنیم باید حق را اینجا به آقای سلمانی و امثال سلمانی ها داد که از اینگونه کم کاری متاثر می شوند ولی کسی نیست که جواب اینگونه افراد را بدهد 

آیا وقت آن نرسده که هویت خودمان فرهنگ خودمان را ه و روش دین مان و ایرانیت را به جهانیان نشان دهیم

از این مطلب هم یادمان نرود در جاهایی قوی کار شده این درست و من از تمام آن هایی که می کوشند ایران و اسلام را به نحو صحیحی تبلیغ کنند ممنون ولی انسان دردش از اینگونه چیزها می آید که وضعیت فرهنگی ما بحران ساز و بحرانی است که اگر رسیدگی نشود از این بد تر هم می شود .





نوع مطلب : جنگ نرم، انقلاب اسلامی، شهدا، دین، 
برچسب ها : هویت ایرانی، هویت ایرانی شرک است، هویت فراموش شده، هویت ایرانی داریم، ایرانی فرهنگت را به تاراج بردند، فرهنگی که ساختگی است، فرهنگ ایرانی، جنگی که از کودکان شروع می شود تا کهنسالش،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 شهریور 1390 :: نویسنده : احسان

بازگویی بعضی از نکات به ظاهر ریز ولی مهم جدای از این که برای تذکر به خودمان ضروریست به دیگران هم این موضوع را یادآور می­شود که هیچ گاه نمی­توان بدون گذر از پله­های اول نردبان به پله­های آخر رسید و اگر غیر از این باشد شعاری بیش نیست. مگر می­توانیم ادعا داشته باشیم پیرو راه شهدائیم ولی دغدغه­ی این را نداشته باشیم که راه آنان را ترویج کنیم و در عین حال این دغدغه را هم نداشته باشیم که"نکند کوچک­ترین رفتار اجتماعیمان باعث شود که به جای ترویج راه آنان دیگران از این راه زده و دور کنیم". فکر می­کنم در این صورت جائی برای این سؤال باقی نمی­ماند که"راه شهدا چه ربطی به منتظر گذاشتن دیگران دارد؟".((به نقل از یکی از دوستان))

به راستی "راه شهدا" چیست وکجاست؟

اسفند 89. تمام 4 روز سفر اردوی راهیان نور برایم تبدیل شده بود به همین سؤال یعنی " به راستی "راه شهدا" چیست وکجاست؟".

به هیچ عنوان دنبال جواب های تکراری و شعاری  و بزرگ و عارفانه نبودم.

سوار اتوبوس می شدیم. معمولاً هر دفعه باید منتظر چند نفری می­شدیم که بدون توجه به حقوق افراد داخل اتوبوس دیر به اتوبوس می­رسیدند. جواب اولم را پیدا کرده بودم. کسی که ادعای پیمودن راه شهدا را دارد تحت هیچ شرایطی خود را به این شکل و به این راحتی مدیون دیگران نمی کند. از آن به بعد بیشتر مصمم شدم که حتی در مورد قول و قرارهای دوستانه هم دقیقه­ای دیگران را معطل خود نکنم.

همیشه دوستم و من معمولاً اولین نفراتی بودیم که از اتوبوس پیاده می­شدیم و به همین علت هنگام حرکت به طرف یادمان­ها معمولاً جلوی جمعیت بودیم. ولی معمولاً به آخر راه که می­رسیدیم گاهی ته جمعیت بودیم. جواب دوم را هم گرفته بودم. کسی که ادعای پیمودن راه شهدا را دارد هیچ گاه حقوق دیگران را برای رسیدن به مقاصد خود  زیرپا نمی گذارد حتی اگر هدفی به کوچکی رسیدن به جلوی جمعیت باشد (تا به حال شده هنگام نزدیک شدن به ضریح امام رضا(ع) با این فکر که مبادا شلوغی دور ضریح باعث شود ذره­ای حق دیگران توسط من ضایع شود، از رفتن به جلو منصرف شوید). از آن به بعد بیشتر مصمم شدم که حتی موقع سوار شدن به اتوبوس هم ذره ای به حقوق دیگران آسیب نزنم حتی اگر به قیمت این تمام شود که آخر از همه سوار شوم یا حتی نتوانم سوار شوم.

همیشه به این فکر می­کنم که مگر شهدا رفتند که ما برای آنان فقط تأسف بخوریم واشک بریزیم. مگر نه این است که اعتقاد داریم و خود آن­ها داشتند که در صورت شهادت به سعادت ابدی می­رسند و شهادت را حتی در حد تکه تکه شدن با اشتیاق تمام آرزو می­کردند و باز این سؤال بیشتر برایم تکرار می­شود که به­راستی "راه شهدا" چیست وکجاست؟ و آن­ها از ما در حال حاضر چه انتظاری دارند.

سوار اتوبوس که بودیم از بی علاقه بودن بعضی از بچه­ها نسبت به درس حرف­هایی می­شنیدم. حتی شنیدم که کسی می­گفت به علت احتمال نزدیکی ظهور و در نتیجه تحول علم در آن زمان تصمیم گرفته ام ترک تحصیل کنم و نظر دوستم را در این مورد می­پرسید. جواب دیگری برای سؤالم پیدا کردم. کسی که ادعای پیمودن راه شهدا را دارد به درس و علم به عنوان یک امر مادی و ابزاری نگاه نمی­کند و از هر گونه شرایطی که دارد به گونه ای استفاده می­کند که باعث رشد کشوری شود که شهدا به خاطر آن از جان و لذت­های خود گذشتند.

برگشتیم. با یکی از دوستانم که از شهر دیگری رفته بود صحبت می کردم. با افتخار این طور تعریف کرد که دهلاویه چون زمان کمی به ما دادند، 10 دقیقه دیگران را داخل اتوبوس معطل خودم کردم تا بتوانم حس بگیرم و از فضای آنجا استفاده کنم. اون لحظه بود که از خدا خواستم که مرا از  انجام کارهای کورکورانه دور نگه دارد حتی اگر به ظاهر خیر و پرثواب باشد.

استاد عزیزی دارم که از جانبازان قطع پای دفاع مقدس هم هستند. طلائی­ترین نکته­ی حرف­ها و نصایح این جانباز عزیز برای من و البته دوستانم در این جمله­ی به ظاهر ساده نهفته است و همیشه آن را آویزه­ی گوشم قرار داده­ام: حتی از کنار چراغ سوخته­ی کنار خیابان هم بی تفاوت رد نشوید.

شاید یکی از مهم­ترین خواسته­ی شهدا این باشد (البته از کسانی که ادعای عشق به شهدا را دارند): اگر ادعای عشق به شهدا را داریم، چقدر کوشیده­ایم نه در حرف بلکه در عمل و به­طور غیرمستقیم (کار علمی، اخلاق خوش، دوری از تعصاب بیجا،.....) کسانی را که با شهدا غریبه­اند از طریق خودتان با آنان آشنا کنیم (روایت دختر لهستانی را از زبان سردار یکتا شنیده­اید) ؟

امروز (شنبه،19 مرداد 90) مراسم تشییع یکی از شهدای شمال غرب بود. مداح مراسم حرف جالبی زد. گفت امروز باید اشک بریزیم ولی نه برای شهادت این شهید عزیز بلکه به حال خودمان باید اشک بریزیم.

و.......................................................................





نوع مطلب : شهدا، 
برچسب ها : شهدا، راه شهدا، کجایید ای شهیدان خدایی، ما کجای خطیم، ما با شهداییم، این است رسم وفاداری،
لینک های مرتبط :

سردار مولوی(رئیس بنیاد شهید خراسان رضوی)درجمع دانشجویان واساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد فرمود : مبارزه دشمن با ما یک جنگ فرهنگی است تحت عنوان جنگ نرم

عکس وفایل های صوتی





نوع مطلب : شهدا، 
برچسب ها : هتاکی به قرآن،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : احسان
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :